عنوان
"انحصار سلاح در دست دولت" یا "خلع سلاح مقاومت"؟
مقدمه
موضوع "انحصار سلاح در دست دولت" یا "خلع سلاح مقاومت" در ماه های اخیر به یکی از مهم ترین و مناقشه برانگیزترین مباحث سیاسی و امنیتی عراق تبدیل شده است. این پرونده، به دلیل ارتباط مستقیم با معادلات قدرت، امنیت ملی، حاکمیت دولت و آینده جریان های سیاسی، واکنش های گسترده ای را در میان نخبگان، احزاب، گروه های مقاومت و افکار عمومی عراق برانگیخته است. آنچه در ادامه میآید، مجموعه ای از دیدگاهها، پرسشها و ملاحظات مطرح شده پیرامون این موضوع است.
۱- طرح موضوع "انحصار سلاح در دست دولت" یا "خلع سلاح مقاومت" یکی از حساس ترین و خطرناک ترین پرونده هایی است که تاکنون در عراق مطرح شده است؛ موضوعی که میتواند به بروز بحران ها، شکاف های سیاسی و اجتماعی، و حتی نوعی بیثباتی و آشفتگی منجر شود؛ وضعیتی که کشور در شرایط کنونی نیازی به آن ندارد.
۲- به نظر میرسد بخش قابل توجهی از نخبگان و روشنفکران خارج از روند طراحی و تدوین پروژه "خلع سلاح" یا "انحصار سلاح" قرار داشته اند؛ زیرا اعلام این طرح از سوی برخی رهبران مقاومت، آنان را غافلگیر کرد. پروژه هایی از این دست، به دلیل حساسیت و پیامد های گسترده، نیازمند بررسی دقیق و تدریجی هستند. معمولاً چنین طرح هایی باید ابتدا به صورت مکتوب تدوین
شوند، در شوراهای تصمیمگیری جریان سیاسیِ متقاضیِ اجرای آن مورد بررسی قرار گیرند، سپس برای مطالعه و اظهار نظر در اختیار سایر گروه های مقاومت قرار داده شوند و پس از آن نیز نخبگان و کارشناسان، متناسب با حوزه تخصصی خود، از همه جنبه ها آن را ارزیابی کنند. دریافت دیدگاه ها، ثبت ملاحظات و انتخاب زمان مناسب برای اعلام عمومی نیز بخشی از این فرایند است. طی چنین مراحلی میتواند همه طرف ها را در برابر نتایج و پیامد های تصمیم، مسئول و پاسخگو سازد.
۳- جریان شیعی حامی پروژه "انحصار سلاح" معتقد است که اکنون زمان تقویت دولت و تحکیم نهاد های رسمی فرارسیده است و عراق نباید وارد تنش ها و اختلافاتی با ایالات متحده شود که ممکن است بر روند سیاسی کشور تأثیر منفی بگذارد.
۴- در مقابل، جریان مخالف واگذاری یا محدود سازی سلاح بر این باور است که این طرح، ماهیتی کاملاً آمریکایی ـ اسرائیلی دارد. از نگاه آنان، درخواست برای خلع سلاح مقاومت به این دلیل مطرح میشود که این سلاح منافع و حضور آمریکا و اسرائیل در منطقه را تهدید میکند و در عین حال از محورهای مقاومت در ایران، لبنان، یمن و فلسطین حمایت میکند. این جریان همچنین معتقد است که برخی نیروهای سیاسیِ حامی خلع سلاح، در پی جلب رضایت آمریکا و کسب امتیازات سیاسی هستند. مخالفان این طرح تأکید دارند که تهدید های امنیتی همچنان پابرجاست و شرایط برای کنار گذاشتن سلاح فراهم نشده است.
۵- فضای عمومی جامعه عراق بیشتر به نفع مقاومت گرایش دارد و از نحوه تشکیل دولت رضایت ندارد. روی کار آمدن نخست وزیری که حاصل "توافق و مصالحه سیاسی" بوده و تجربه چندانی در عرصه سیاست نداشته است، با نتایج انتخابات همخوانی ندارد؛ انتخاباتی که نمایندگان مقاومت در
آن ۱۰۸ کرسی به دست آوردهاند. فشارهای آمریکا مانع از آن شده است که افراد نزدیک به مقاومت به مناصب دولتی یا حکومتی دست یابند. بر همین اساس، این پرسش مطرح میشود که اگر چنین محدودیت هایی وجود داشته باشد، اساساً برگزاری انتخابات و هزینه های صرف شده برای آن چه معنایی خواهد داشت؛ گویا بهتر بود فهرست مسئولان و مدیران از سوی سفارت آمریکا تعیین و اعلام میشد.
۶- حامیان پروژه "انحصار سلاح" یا "خلع سلاح" برای توجیه دیدگاه خود به فراخوان مرجعیت درباره ضرورت انحصار سلاح در دست دولت استناد میکنند. در مقابل، مخالفان این طرح معتقد هستند که این موضعگیری مربوط به سالهای گذشته بوده و در آن زمان عمدتاً ناظر به سلاح عشایر و درگیری های قبیلهای گسترده در جنوب عراق بوده است؛ از این رو، نباید آن را به وضعیت کنونی و موضوع سلاح گروه های مقاومت تعمیم داد.
۷- "دیوید پترائوس" ژنرال بازنشسته آمریکایی و چهارمین رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، چند روز پیش به بغداد سفر کرد و با "علی الزیدی" نخست وزیر عراق، "هیبت الحلبوسی" رئیس مجلس نمایندگان، "فائق زیدان" رئیس شورای عالی قضایی و شماری از مسئولان ارشد امنیتی دیدار داشت. در این دیدارها، گفت وگوهای فشرده ای درباره آینده نهاد های نظامی عراق انجام شد و نگرانی آمریکا از "حشد الشعبی" و "سلاح مقاومت" نیز مورد بحث قرار گرفت. پرسش این است که چگونه این رهبران میپذیرند با یک ژنرال آمریکایی دیدار کنند و پرونده هایی را با او به بحث بگذارند که با حاکمیت و امنیت عراق ارتباط مستقیم دارد؟ اساساً او چه ارتباطی با چنین پرونده های خطرناکی دارد؟
۸- افکار عمومی عراق این پرسش را مطرح میکند که راز گشوده شدن پرونده "انحصار سلاح" و "خلع سلاح" در این مقطع چیست؛ آن هم در زمانی که کشور همچنان با چالش های خطرناکی روبهرو است؛ به ویژه تروریسم، تحولات سوریه، افزایش تنش ها در منطقه و دیگر تهدید های امنیتی.
۹- افکار عمومی عراق همچنین درباره علت افزایش فشارها بر گروه های مقاومت در عراق پرسش دارد؛ به ویژه پس از نقشی که این گروه ها در یاری رساندن به ملت فلسطین، محورهای مقاومت و نیز حمایت از ملت ایران در زمان حمله آمریکا و اسرائیل ایفا کردند.
۱۰- آمریکایی ها در جهتگیری خود برای دور کردن عراق از ایران، به هر شکل ممکن، صریح و آشکار عمل میکنند. پرسش این است: آنان چه حقی دارند که برای ما و روابط ما با کشورهای دیگر طراحی و تصمیمگیری کنند؟ آیا این دخالت در امور یک کشور دارای حاکمیت مستقل نیست؟
۱۱- در شرایطی که ایالات متحده در رویارویی با ایران و محورهای مقاومت شکست میخورد، چرا عراق باید همچنان به دنباله روی از آن پایبند بماند؟ برعکس، از منظر "مصلحت"، عراق باید به "ایرانِ پیروز" تکیه کند، نه به "آمریکای شکست خورده"
۱۲- آیا دعوت به "دور نگه داشتن عراق از جنگ های منطقه" شعاری مبهم و چندپهلو نیست؟ برای نمونه:
"نتانیاهو از نقشه "اسرائیل بزرگ" سخن میگوید و کشورهای منطقه، از جمله عراق، را تهدید میکند."
" هواپیما های آمریکایی از آسمان عراق برای حمله به ایران استفاده میکنند".
" اسرائیل در صحرای عراق پایگاه های نظامی ایجاد میکند."
" مخالفان مسلح ایرانی در اربیل برای حمله به ایران تجمع میکنند".
" ایالات متحده مانع از خرید هرگونه قرارداد تسلیحاتی از سوی عراق برای دفاع از آسمان این کشور میشود."
"آیا در سوریه آمادگی هایی برای حمله به عراق وجود ندارد؟"
۱۳- آنچه از آن با عنوان "لابی آمریکایی" در درون فرایند سیاسی عراق یاد میشود، همواره با استفاده از "اهرم بانک فدرال رزرو آمریکا" تهدید میکند که در صورت مخالفت عراق با خواسته ها و دیکته های آمریکا، منابع مالی این کشور قطع خواهد شد.
همه کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که بانک فدرال رزرو به اعتبار و جایگاه بینالمللی خود اهمیت میدهد و دارایی های یک کشور را توقیف نمیکند. تاکنون نیز هیچ مقام آمریکایی در بانک فدرال رزرو چنین تهدیدی را مطرح نکرده است. آنچه گفته میشود بیشتر در این حد است که "اگر مالکی را منصوب کنید، با شما همکاری نخواهیم کرد" این در حالی است که گروه های مقاومت طی چهل روز، ۶۰۰ حمله علیه مواضع آمریکا انجام دادند و آمریکا هیچ اقدام مؤثری در برابر آن انجام نداد.
۱۴- درباره موضوع "انحصار سلاح در دست دولت" یا "خلع سلاح"، به ویژه در درون جامعه و جریان های سیاسی شیعه، اختلاف دیدگاه ها و جدال های گستردهای شکل خواهد گرفت. در مقابل، جریان های سیاسی سنی و کردیِ مشارکتکننده در قدرت، صرفِ مطرح شدن موضوع انحصار یا خلع سلاح را با رضایت و استقبال فراوان دنبال میکنند.
۱۵- برخی تصور میکنند که جلب رضایت قدرت های بینالمللی تنها با پذیرش خواسته ها و دیکته های آنان امکانپذیر است، بیآنکه توجه داشته باشند این قدرت ها با دریافت امتیازات محدود قانع نمیشوند؛ زیرا چنین امتیازاتی را نشانه ضعف میدانند، نه نشانه اقتدار یا پایبندی به یک باور سیاسی. از این رو، این روند میتواند به مطالبه امتیازات بیشتر، دخالت در انتصابها و تصمیمات در سطوح مختلف، و در نهایت سلب بخش مهمی از حاکمیت کشور منجر شود.
۱۶- در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ خبری منتشر شد که در بخشی از آن آمده بود:
"برخی مسئولان ارشد با تهدید افشای پرونده های فساد و توقیف دارایی های خود در خارج از کشور مواجه شدهاند، مگر آنکه با جهتگیریهای آمریکا همراه شوند."
متن خبر چنین بود:
"عبدالستار محمد الدلیمی" عضو ائتلاف "عزم" اعلام کرد که "مارک ساویا" فرستاده ویژه ترامپ، به شماری از مسئولان ارشد در فرایند سیاسی عراق اطلاع داده است که دولت جدید عراق نباید در انتخاب متصدیان مناصب عالی و هفت وزارتخانه حاکمیتی دخالت کند.
الدلیمی در گفتوگو با خبرگزاری "المعلومه" اظهار داشت: "فرستاده آمریکایی تأکید کرده است که انتخاب رئیس جمهور، نخستوزیر، رئیس مجلس نمایندگان، همچنین وزیران کشور، دفاع، دارایی و نفت و نیز رئیس بانک مرکزی، مطابق با دیدگاه آمریکا انجام خواهد شد و دولت منتخب اجازه دخالت در این پرونده ها را نخواهد داشت؛ زیرا این مناصب از حساسیت ویژهای برخوردار هستند".
وی افزود: "ایالات متحده از همکاری با شخصیت های سنی، شیعه و دیگر گروه های سیاسی در چارچوب تشکیل دولتی با امتیاز و حمایت آمریکا استقبال کرده است." همچنین تأکید کرد که "برخی مسئولان ارشد تهدید شدهاند که در صورت مخالفت با جهتگیری های آمریکا، پرونده های فساد آنان افشا و داراییهایشان در خارج از کشور توقیف خواهد شد."
نظر شما